صائن الدين على بن تركه

26

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

امارت آفتاب انارت آن حضرت ، گلبن اين مملكت از خار نسب وهمى و تعلّقات عدمى پاك كرده به حكم وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها غيم تفرقهء ظلمت آثار را از سر اين رياض جمعيّت شعار ، منقشع گردانيد ، هر نسبتى و تعلّقى كه عاشق را به خارج بود ، همه از لوح ضميرش محو شد . « 1 » عشق آمد و محو كرد هر قبله كه بود * يعنى كه بدين قبله ركوع آر و سجود « 2 » * نسيت كلّ طريق كنت أعرفه * إلّا طريقا يؤدّيني لربعكم و هر آميزشى و آلايشى كه به اغيار داشت ، از جمله پالوده گشت . « 3 » خطبه را چون به نام او كردند * جمله را سكّه از درم برداشت و هر ملكى و اضافتى كه نسبت به خود مىكرد ، همه را در نظر آورده ، رقم تمليك بر جميع ما نسب اليه كشيد . « 4 » هر چه همه عمر همىساختيم * در ره ترسا بچه‌اى باختيم « 5 » و ليكن چون هنوز در نظر مجرّدان دير نيستى و مقامران حلقهء پاكبازى ، وقتى كه ساقى دلال محبوب از خمخانهء رقايق حقيقى و پيمانهء نسب اصلى ، مدام التفات را افاضت فرمايد ، تا در جام كام و كئوس احتظا و مرام خود نبيند ، « 6 » به كام ذوقش نرسد ، از دايرهء حريفان دغا تمام بيرون نيامده ؛ « 7 » گر عشق مىورزى دلا پروانه‌اى شو نى مگس * بالاى آتش چرخ زن پرواز بر حلوا مكن

--> ( 1 ) . ال : بيت ؛ مل : + نظم . ( 2 ) . ال : + شعر . ( 3 ) . فر : شد . بيت ؛ مل : + نظم . ( 4 ) . فر : + بيت ؛ مل : + نظم . ( 5 ) . تب : ساختم . . . باختم . ( 6 ) . عبارات در اصل و نسخه بدلها چنين است . گويا كاتب نسخهء اصلى متوجه اشكال عبارت شده و « نبيند » را چنان نوشته است كه امكان خواندن « ببيند » هم وجود داشته باشد . يعنى نقطه « نون » را كم‌رنگ و كوچك گذاشته و يك نقطهء ديگر كه در واقع متعلق به « باء » است در زير « هاء » نه نوشته است ( نه بيند ) . در هر حال ، بقرينهء مقام دريافت مىشود كه « ببيند » درست است . يعنى تا وقتى كه عاشق در التفات معشوق ، لذت و مرام خود را ببيند ، به ذوق حقيقى نرسد و از زمرهء حريفان ناراست كاملا بيرون نيامده باشد ؛ زيرا بهرهء خاصان و وفاداران ، فراق و جفاى معشوق است . ( 7 ) . ال فر : + بيت ؛ مل : + نظم .